...... این عبارت که معانی مجازی فراوانی دارد برای تحقیر و تخفیف و یا به صورت دشنام به کار می رود و در عبارت "چه خاکی بر سرم کنم " به معنی چه کار باید بکنم است و " خاک بر سر" ............... 


و اما گویند ....

در دوران خلافت عبدالملک، " قطری ابن الفجاه " رئیس خوارج از ترس " حجاج بن یوسف " والی عراق به طبرستان گریخت و به حاکم گیلان " اسپهبد فرخان " پناه آورد. اسپهبد فرخان که در گیلان و طبرستان حکومت می کرد همان است که شهری برپا کرد و به نام فرزند کوچکش " سارویه " آن را "ساری" نامید که در شمال ایران قرار دارد.

ادامه نوشته

مهم آن است که ما را به مقصد می رساند

نکته:

مهم آن است که ما را به مقصد می رساند....!!!

 روزی سفیر بریتانیا در ایران برای جلسه ای می بایست به دیدن سفیر هندوستان می رفت. 

او همراه با یکی از دوستان ایرانی خود سوار بر درشکه ای شد. 

در آن زمان مردم ایران دل خوشی از انگلستان و بریتانیا نداشتند از این رو وقتی درشکه چی متوجه شد چه کسی را سوار کرده است شروع کرد به بد و بیراه گفتن به سفیر و کشورش.

همراه ایرانی سفیر با شنیدن حرف های درشکه چی خجالت زده شده بود از طرفی می دانست که سفیر به زبان فارسی مسلط است و کاملا متوجه حرف های درشکه چی می شود. 

پس رو سفیر کرد و گفت: شما که می فهمید درشکه چی چه می گوید چرا به او هیچ نگفته و سکوت اختیار کرده اید؟

سفیر پاسخ داد: مهم نیست او چه چیز می گوید، مهم آن است که می دانیم ما را به مقصد می رساند!

توطئه انگلیسی ........!!!

تکیه کلامهای شاخص داستان و سریال "دایی جان ناپلئون "

مثل

"کار کار انگلیساست" .......

 یادتان هست!.............(1)

این متن را بخوانید و منشا بیچارگی ملت ایران در این روزگار رو دریابید ، این مطلب توهین به

 هیچ  قومیتی نیست


 ( اگر هر قومیتی در این شرایط قرار می گرفت احتمالا همین رفتار را نشان می داد )


بلكه واقیتی تاریخی است كه باید از اون درس بگیریم ، به عقیده من علت بیچارگی ملت ایران نه


 آمریكا ، نه انگلستان ، نه روسیه و نه چین كه تحجر ، جهل ، بی سوادی و نادانی و عدم اطلاع از

 وقایع تاریخی است............1

«جيكاك»
سرهنگ«جيكاك» مأمور اطلاعاتي بريتانيا، در طي جنگ جهاني دوم و پس از آن در ايران نقش زيادي را در جهت منافع كشورش ايفا نمود. جيكاك با خاتمه جنگ جهاني دوم به استخدام شركت نفت ايران و انگليس درآمد. مي گويند كه حكومت واقعي مناطق نفت خيز در دست او بود.جيكاك اغلب اوقات خود را در ميان عشاير بختياري مي گذراند و با توجه به استعداد خارق العاده خود در يادگيري زبان در مدت بسيار كوتاهي توانست زبان فارسي و از آن مهم تر گويش بختياري را همچون زبان مادري خود يادبگيرد . به حدي كه تشخيص او از غير بختياري ها بسيار مشكل بود . خصوصاً اينكه با شگرد هاي خاص تفاوت ظاهري خود را نيز بوسيله گريم هاي مداوم با چهره بختياري ها به حداقل مي رساند و البته چنانچه حكايت مي كنند آنقدر بر زبان و گويش و تاريخ و فرهنگ بختياري مسلط بود كه چنانچه كسي نيز بود.مي خواست از ظاهر او به خارجي بودنش مشكوك شود با صحبت كردن و روبرو شدن با اطلاعات او يقين پيدا مي كردند كه وي بختياري است ! جيكاك علاوه بر قدرت فوق العاده اش در زمينه يادگيري و تطبيق با محيط برگ برنده ديگري نيز داشت و آن شوخ طبعي ذاتي وي بود.....


توطئه از نوع انگلیسی ، جیکاک ، مردی هزار چهره.............!!!!!!

مردم مناطق نفت خیز جنوب و خصوصاً مردم مسجدسلیمان و عشایر بختیاری نامی کاملاً آشناست. نامی که به نماد شیادی ، نیرنگ بازی و حیله گری آنهم از نوع خطرناک آن یعنی انگلیسی تبدیل شده ، با گذشت قریب به 60 سال مردم این مناطق به کسانی که به نیرنگ ، مکر و حیله و البته سیاستمداری از نوع خاص کلمه مشهورند لقب جیکاک می دهند! « میجر جیکاک» مامور سازمان اطلاعاتی « انتلیجنت سرویس» انگلیس بود که سالها در مناطق جنوبی کشور به جاسوسی و اجرای برنامه های دولت متبوعش اقدام نمود.

وی سالها زیر نظر « آندروود» که با اسامی «ماژور آندروود» و « کلنل آندروود» معروف است ، آموزش دیده و تجربه کافی کسب نمود. آندروود چهره ی مرموز و سیّاسی بود که مدتی ریاست بندر بصره را به عهده داشت و با قدرت عجیبی منطقه شط العرب را اداره می کرد. چند سال بعد با درجه کلنلی ریاست ادارة اطلاعات شرکت نفت انگلیس و ایران را عهده دارگردید و مدتی نیز در تهران در کسوت تاجر فعالیتهای جاسوسی انگلیس را سازماندهی می کرد...................

ادامه نوشته