و اما چند مصاحبه منتقدان ، صاحب نظران و هنرمندان در باره فیلم گشت ارشاد:

«گشت ارشاد» توهین آمیز و غیراخلاقی نیست
فیلم « گشت ارشاد » یک نقد اجتماعی به برخی رفتارهای متظاهرانه و ریاکارانه است که ممکن است اغراق شده باشد که لازمه یک فیلم کمدی است البته بازگشت سرمایه به ترفند های مختلف هم در بخش خصوصی یک امر حیاتی است اما فیلم گشت ارشاد توهین آمیز و غیراخلاقی نیست. مگر اینکه احساس کنیم آن افراد متظاهر و متقلب خودمان هستیم! سابقه شخصی و سینمایی سعید سهیلی هم نشان داده است او دلسوز انقلاب و حتی می توان گفت فرزند انقلاب است البته او بلد نیست فیلم داستانی ساده و یا سفارشی و تبلیغاتی بسازد. هر کدام از فیلم هایش چه ضعیف و چه قوی در مسیر نقد اجتماعی ساخته شده اند تا بدین وسیله بتواند به عنوان یک فیلمساز آن روح تعهدی را که به تعبیر امام راحل وظیفه هنرمند است در جامعه تزریق کند.


این مصاجبه افخمی با روزنامه شرق درباره اوضاع سینما در روزهای اخیر است . قسمتی از آن به حرفهای سست کوشکی در برنامه هفت درباره فیلم گشت ارشاد اشاره کرده . آقای کوشکی درباره سینما اظهار نظر هایی فرموده .این مساله برای اهل فن به همان اندازه  مضحک است که مثلا اکبر عبدی بیاید و در برنامه زنده اعلام کند دو سه نقد آبدار بر فلسفه هگل یا نگاه دورکیم یا عقلانیت ابزاری آدورنو دارد... البته من سست بودن حرفهای کوشکی را به این معنا می یابم که او مانند ابزار دستی برای جریان فشار چیزی را بهانه کرد تا حرف دیگری را به کرسی بنشاند. کوشکی بازی خورد تا انصارمانورسیاسی خود را در سال نود و یک ابراز کند و خودی نشان دهد . او گشت ارشاد را کوبید تا بگوید حال سینمای امروز ما خوب نیست.حال سینمای ما خوب نیست . بخاطر دلایل زیادی.یکی از مهمترین دلایل آدمهایی هستند که تخصص حرف زدن درباره سینما را ندارند 

و اما متن قسمتی از مصاحبه شرق با افخمی ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۱

ادامه همان صحبت ضعيف شدن سينما انگار هرچند وقت يك‌بار هم بهانه‌اي براي ضربه زدن به سينما پيدا مي‌شود، مثلا بحث فساد در سينما. چطور اين اتفاق‌ها مي‌افتد؟
من يك مصاحبه‌اي در برنامه هفت ديدم كه در آن يك آقايي كه خودش ادعا مي‌كرد دانشجويان كارشناسي ارشد دارد، صحبت از سينما مي‌كرد اما معلوم بود در عمرش 10 تا فيلم نديده و چهار تا رمان نخوانده. ادعاي استادي داشت اما به نظر مي‌آمد چهار تا داستان در زندگي نخوانده است. بازيگر فيلم «بربادرفته» را «رت باتلر» مي‌خواند و حرف‌هايي عجيب و غريب مي‌زد با اين مبنا كه فيلم بايد ساخت تا مسايل روستاييان را مطرح كرد و آنقدر نمي‌دانست كه روستايي اصلا سينما نمي‌رود و در شهرستان‌هاي كوچك ما سالن سينما وجود ندارد و اگر هم داشته باشند اصلا روستايي‌ها علاقه‌مندند كه مسايل مردم شهر را ببينند و شايد هم علاقه‌مند باشند مسايل مردم بالاي شهر را ببينيد. اين آقا نه الفباي سينما و نه الفباي ادبيات را مي‌دانست و نهايتا وقتي فيلم آرماني يا داستاني را تعريف كرد صحبت از رزمنده‌اي كرد كه 110 تا تانك را شكار كرده است. من نمي‌دانم كه اين آقا اصلا به سن و سالش مي‌آمد كه جبهه ديده باشد يا نه، اما احتمالا تانك ديده يا نمي‌داند عدد 110 چه رقمي است. تانك يك برج فولادي متحرك است كه فقط مسلسل‌هايش مي‌تواند موجودات در 500متري‌اش را اره كند. اينكه يك نفر 110 تانك در زندگي‌اش شكار كرده باشد، حتي اگر در واقعيت اتفاق افتاده باشد در سينما به صورت يك دروغ بزرگ و كمدي درمي‌آيد كه از لحاظ آقا حماسه بود.

 اگر قرار است اين هجوم و ادعاهاي كساني كه دارند عليه سينما صحبت مي‌كنند از اين جنس باشد كه من فكر مي‌كنم اتفاقا خيلي خوب است ادامه پيدا كند تا مردم بدانند ما با چه كساني طرف هستيم


برچسب‌ها: بهروز افخمی, گشت ارشاد, محمدصادق کوشکی, انصارحزب الله
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391ساعت 22:49  توسط هورناز طباطبایی  |  نظر بدهید

ماجرای قیمه و قمه ِ این متن را یکی از خوانندگان وبلاگم دراختیارم قرار داده .

 

آقای دکتر کوشکی و دیگران عزیزانی که برای له کردن فیلم گشت ارشاد دست و پا زدید

می گویند لمپن ها آلت دست  سیاسیون هستند . بیچاره آنکه خود آلت دست لمپن ها شود.

راه افتاده ای این طرف آن طرف و می گویی فیلم گشت ارشاد به امام حسین ع توهین کرده. اگر این را نمی گفتی ، نه با تو کاری داشتم ونه با عمله هوچی گری ولخرجی که در کمال بی غیرتی در حال خرج کردن ارزشها هستند. برای کوبیدن یک فیلم ننه مرده دارند از همه چیزی که دم دستشان است  خرج می کنند. از امام ، از شهید، از نمازجمعه از اسلام ... بزودی می گویم چرا آنهارا بر خلاف ادعایشان بی غیرت خواندم .

 قبل از این حرف سنگینی که بار فیلم کردی کل باعث خنده و تفریح  ما بودید . تا اینکه  دیدم  راه افتاده ای و مدام داری از امام حسین خرج می کنی ، و برای اینکه توده مردم را تحت تاثیر قرار دهی ، عواطف مذهبی آنها را با ترفند ناجوانمردانه ات خدشه دار می کنی. انصاف نیست آدم برای اینکه دیگران را همرای خود کند دست به مغلطه بزند و از امام حسین خرج کند و هی به اوشمشیر و  نیزه بزند و گریه بگیرد و بعد که شور حسینی بپا شد ،  تبیلغ خود را بکند. منصفانه نیست وقتی از کسی خوشت نیامد ، عواطف حسینی مردم را تحریک کنی و توی تلویزیون بگویی طرفت به امام حسین توهین کرده تا با این کار مردم را از او متنفر کنی!

می دانم که منطق خواند ه ای و خصوصا بحث جدلش واردی.بخاطر همین می گویم داری نامردی می کنی . داری آگاهانه نامردی می کنی

چهارصد هزار نفر سکانس مقابل هیات را در فیلم گشت ارشاد دیده اند و هیچ کدام جز تو و آنهایی که ذهنشان را خراب کردی استنباطشان  این نبوده که به مقام امام حسین توهین شده .با این حال بگذار برایت یک بار دیگرسکانس را تعریف کنم.

**********

سه نفر جوان بی هویت و عقده ای و بزهکار ، نه آنقد رسیاه و نه آن قدر سفید ،  شب هیات هفتگی ، راه افتاده اند بروند دم مسجد تا پسرحاله یکی از آنها را که سرهنگ نیروی انتظامی است را ببینند.فکر نکنم بگویی فقط کاردرست ها و سفید سفیدها  می روند هیات .فکر نکنم بگویی امام حسین آدم بدها را نمی پذیرد...

به هر حال اینها ، مثل خیلی از جوانها ،آمده اند هیات و  سطح تماسشان با هیات در حد قیمه و کارهای احساسی مانند علم کشی و شور ته مجلس و قمه زنی است. عشقشان این چیزهاست و کاری به حرفهای معرفتی آخوندها و روحانی مسجد ندارند. بیرون مسجد نشسته اند و چرت و پرت می گویند و تخمه می شکنند.

حتی یکی از آنها می گوید اصل هیات به قیمه اش است و قمه اش. واقعا فکر نمی کنم آنقدر ساده باشی که فکر کنی این کلیت فیلم یا نظر نویسنده آن است. این سه جوان کم عقل نشسته اند و دارند در حد خودشان حرف می زنند و می گویند اصل هیات به قیمه اش است و قمه اش!

 تو که انتظار نداری  که این سه با این شخصیت کذایی خاصشان بنشینند و یکی از انها بگوید براستی این عزاداریها بوده که کشور را از خطرات نجات داده ... و آن یکی هم بگوید قمه زنی بدلیل سوء استفاده دشمن از ان باید منع شود.این حرف را امام خمینی و بزرگی دیگر است می زند . امام خمینی در حد خودش حرف می زند واین طفلکی های هم در حد خودشان .

این سه تا حدشان همین است که از هیات قیمه اش را ببینند و شور مجلسش را و علم کشی اش را. سهم آنها از هیات امام حسین همین قیمه و احساس صرف است . مثل خیلی جوانهای دیگر .خیلی از جوانها درکشان از دین و مذهب و مناسک سطحی است . بله! نباید باشد اما حالا که هست و حالا که فیلم دارد داستان این سه تا را روایت می کند ، بهتر است و منطقی است هردیالوگی به اقتضای شخصیت باشد.  

اتفاقا خیلی از علمای بزرگ در عین حال که توصیه به رسیدن به جوهر و غایت عزاداری را دارند ، با این حال آن گونه که تو گر گرفته ای و وکیل وصی امام حسین شده ای ، از این ماجرا نااراحت نیستند . ناراحت نیستند که یک نفر به عشق قیمه بلند شود برود در مجلس امام حسین .امام حسین او را هم می پذیرد .و چه بسا با همین قیمه و قمه و زنجیر با او کار ی می کنند که از توی دکتر جلو می افتند.

 امام حسین با همین قیمه خیلی ها را شفا داده .خیلی ها را نمک گیر کرده .سرنوشت خیلی ها را عوض کرده .دست کم نگیر این قیمه و قمه را دکتر. همین تماس سطحی با دستگاه امام حسین هم می تواند کار ساز باشد ، اگر امثال تو آن را خرابش نکنی . بگذریم

در همین وقت سرهنگ نیروی انتظامی می آید که خودش بچه هیات است . به آنها می گوید بیایید تو. آنها که در اصل آمده اند از او برای مامورنمایی خود تایید بگیرند ، دور سرهنگ جمع می شوند.انها باز طبق شخصیت سطحی خود می گویند اگر به ما حکمو کارت و بی سیم بدهی تخم منکرات را یکماهه از سطح شهر جمع می کنیم. اما سرهنگ دست رد به سینه آنها می زند و  میگوید همین که فکر می کنید می شود یکماهه این کار را کرد که معلوم است که این کاره نیستید.یکی باید خودتان را ارشاد کند.آ

بعد هم از آنها می خواهد بیایند داخل مسجدو به روحانی گوش دهند. اما آنها می گویند برای شور ته مجلس می آییم.چرا برای اینکه اگر اهل گوش دادن به روحانی بودند و جنبه عقلی دین را هم داشتند ، در این موقعیت بزهکاری و عقده فعلیشان نبودند. سرهنگ همین را به آنها با صدای بلند  می گوید شور خوبه اما اصل چیه شعور.

آن قدر هم بلند می گوید که همه جز شما می شنوند.

******

 همه تماشاگران بی غرض برعکس شما می فهمند که ماجرا چیست ؟ خوب چیست و بد چیست؟

اما شما بخاطر اینکه از همان اول فیلم تصمیم گرفته اید هیاهو کنید هر چیزی را بد تفسیر می کنید . و بد گزارش می دهید و ذهن ها را خراب می کنید و بمصداق چون غرض آمد هنر پوشیده شد فضای ارتباط با یک اثر را خراب می کنید.

اشکالی ندارد ...چهارصد هزار نفر فیلم گشت ارشاد را دیده اند . میلونها نفر دیگر نیز بزودی آن را خواهند دید و خواهند فهمید دروغ گفته ای.گزینشی راپورت داده ای .بد تفسیرکرده ای  و بد عمل کرده ای.

دکتر ! برو با اشک و آه دروغین ، به هرکس می خواهی بگو فیلم گشت ارشاد توهین کرده ، نسل ما خیلی باهوش هستند و خیلی چیزها را تشخیص میدهند.

عاشق امام حسین هستند ، درام را می فهمند ، طنزرا می فهمند ، غرض ورزی و ریاکاری را می فهمند ، می فهمند کی دارد مغلطه می کند ؟ کی استدلال.

پس خیالت راحت باشد دکتر!

بقول فیلم گشت ارشاد: « اصل چیه ؟ شعور برادر !   شعور»

 


برچسب‌ها: توهین, محمدصادق کوشکی, گشت ارشاد, انصارحزب الله
+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام فروردین 1391ساعت 9:27  توسط هورناز طباطبایی  |  آرشیو نظرات

وقتي شرايط غبار آلود مي شود نمي شود به راحتي جريان حق را از باطل تشخيص داد نياز به زمان دارد تا معلوم بشود چه كساني رفتار مزورانه داشتند و چه كساني مظلوم واقع شدند به هر صورت وقتي اما حسين (ع) را در صحراي كربلا به شهادت رساندند بخشي آز آنها تصور مي كردند دارند جهاد في سبيل الله مي كنند  و بعدها ديدند اشتباه كردند.

- به نظرم اين داستان خيلي امتحان عجيبي بود و البته خيلي ها مردود شدند. لازمه شرايط و موقعيت را شناسايي كنيم. كساني كه  از كيان سينماي ايران سالها دم مي زدند اين روزها ساكت بودند و حرفي نزدند اين نمايش كمدي است كه خداوند خلق كرده كه ببينيم دوستاني كه داعيه روشنفكري و آزادمنشي دارند در يك فرايندي در كنار چه كساني قرار مي گيرند.

-وقتي حرف دفاع از ارزش ها و دفاع مقدس و شهدا مي ايد وسط  دهان خيلي ها بسته مي شود. خيلي از حركات متوقف مي شود. به هر صورت ما دوست نداريم  اينگونه اشاره بشود كه يك جرياني دارد در مقابل دفاع مقدس و ارزش ها فعاليت مي كند. تهمتي كه سنگينتر از به نتيجه نرسيدن برخي برنامه ريزي هاي مديريتي است.

-ما در افكار عمومي مشكل نداريم. افكار عمومي مي داند چه اتفاقي افتاده و دارد مي افتد. مشكلي كه داريم بين خواص هست. بخشي از سينمايي ها گزارش ها و تحيليل هايي مي دهند كه اگر من هم بخوانم فرمان جهاد مي دهم.  گزارش هايي كه در خوشبينانه ترين شرايط برداشت ناروا و سوتفاهم است. و گاها اغراض ديگري در كار هست. خيلي مهم هست كه بسيج بشويم و نخبگان كشور مسئولين كشور  و جاهايي كه ذي نفوذ هستند در جريان حقايق قرار بگيرند

-فضا اينگونه است كه وزير كه بايد درگير كلان ترين مباحث فرهنگي كشور باشد را درگير مباحثي مي كنند كه مدير كل آن بخش هم نبايد درگيرش بشود.

- در مراكز حساس و جدي تعامل جدي برقرار بشود.  من بارها خواستم با ائمه جمعه در تماس باشيم  چون من مطلع بودم  طراحي دارد مي شود. ما به بعضي از دوستان توصيه هايي مي كرديم دوستان گوش نمي كردند. من اين اتفاقات برايم قابل پيش بيني بود. اما نه در اين حد. چون فكر نمي كردم عده اي حاضر باشند پا را از بي تقوايي و بي انصافي هم عبور بدهند.  مسيري را طي كنند كه مسير ناحقي است. چه درون چه بيرون صنف. برخي با سكوت و برخي با رفتار و اعمالشان.

-اين اتفاقات به ضرر سينما بود. نه سازمان سينمايي. همه سينما ضرر كرد. اكنون گردنه بسيار سختي است اما عبورش فصل روشني براي سينما كه حالا قرار هست  در يك صحنه بزرگتر حضور پيدا كند به همراه خواهد داشت.

-امروز  بحران اظهار نظر داريم. بحران تحليل ها و برداشت از فيلم داريم. گشت ارشاد در صدا و سيما به عنوان يك فيلم شريف قلمداد شد. همين فيلم در جاي ديگري شد يك فيلم ضد نظام جاي ديگري شد فيلم ضد حجاب جاي ديگري شد فيلم ضد امر به معروف و نهي از منكر

-قانون اختيار مجوزدادن به فيلم ها را به عهده شوراي بازبيني ارشاد گذاشته. اگر اعضاي اين شورا مورد وثوق و قبول نظام اند ديگر اين بحث ها چي هست؟  اگر قرار هست افراد ديگري هم نظر بدهند خب قانون بگذراند بگويند غير از شوراي بازبيني فيلم شوراي ديگري هم بايد نظر بدهد. نمي شود با ايجاد يك شرايط غير قانوني و يك سري جنجال هاي ژورناليستي اينقدر فضا را غبار آلود كنيم كه هيچ كس نفهمد چي شد و عده اي بي خود متهم بشوند.

-اين اتفاق نشان داد سينماي ايران به جايگاه مهمي رسيده. مي تواند در بسيار از مسايل كشور نقش داشته باشد. مي تواند گفتمان سازي كند. مي تواند جريان ها فكري و سياسي را مديريت كند.

-اين نگراني وجود دارد كه سينما از نقد مسايل اجتماعي پرهيز كند و برود به سمت سينماي خنثي. چه بسا بعضي ها اين را مي خواستند. در دوراني كه سينما مبتذل و ساده انگارانه بود همه ساكت بودند و وقتي سينما يك گفتمان سازي مي كند. دارد نقد اجتماعي مي كند مي خواهند آن را از بين ببرند.

-  همين جمع تقاضا كند از جمعي از حوزه علميه كه يك جمعي را شكل بدهيد بيايد كاشناس فقهي و محتوايي اثار ما باشيد و اين تعامل را شكل بدهيد.

- دوستاني كه در مقابل وزارت ارشاد تجمع كردند بيايند مانيفست فكري شان را در قالب فيلم ارايه بدهند. من همينجا اعلام مي كنم بودجه اين فيلم را ما صد در صد تامين مي كنيم.  دوستان حزب الهي ترين و ارزشي ترين فيلمشان را بياورند ما نخوانده مجوز مي دهيم بروند بسازند. اما اگر از توان ارايه يك ديالوگ، از توان ارئه چند دقيقه فيلم كه مخاطب را  درگير كند چه عام چه خاص ناتوان هستند اجازه بدهند اهل سينما كارشان را بكنند. من استقبال مي كنم دوستاني كه دغدغه دين و ارزش ها و دفاع مقدس دارند بيايند در حوزه سينما و ما كمكشان مي كنيم. ضمن اينكه من معتقدم بخش بزرگي از سينماي ما اين دغدغه را دارد. و همه هم پذيرفتند فصل اخطاب وزارت ارشاد و سازمان سينمايي است و نمي شود اين قرار را به هم زد و رهبر معظم انقلاب در ابتداي سال فرمودند به اسم انقلابي گري و دفاع از ارزش ها هيچ كس حق ندارد قانون را زير پا بگذارد.

-وما هيچ كار غير قانوني نكرديم و الا يقه مان را مي گرفتند. چون كار غير قانوني نكرديم مي آيند از روشها و مجراهاي ديگر وارد مي شوند.

-ماموريت جدي امسال ما استقرار سازمان سينمايي است. يكي از دلايل اين برخورد با سينما اين است كه پشتوانه قوي حاكميتي و قانوني ندارد.

-ما قانون سينما كه الزامات فيلم و سينما را مشخص كرده نهايي كرديم. و اميدواریم زودتر درشوراي انقلاب فرهنگي طرح و تصويب بشود. كه اگر اين اتفاق بيفتد اتفاقي مثل 27 اسفند رخ نمي دهد. آنموقع حتي حوزه هنري و  نيروي انتظامي و بخش فيلمسازي صدا و سيما  در هيچ بخشي بدون اجازه سازمان سينمايي نمي توانند حركتي بكنند.  نظام به اين نتيجه رسيده كه نمي شود سيستم هاي منفعل و بي اراده داشته باشد. و بخشي از اين اتفاقات به اين دليل هست كه ما نتوانيم به اين اهدافمان برسيم.

- اينكه برخي رسانه ها به فساد در سينما بردازند و اصرار داشته باشند هر روز يك سر تيتري در اين مورد داشته باشند كار ناشايستي است. و نمي دانم تفكري كه آن پشت اين را طراحي مي كند دنبال چه چيزي هست. اين صحبت توهين به همه هنرمندان هست  و عين تف سربالا مي ماند. در هر رشته اي ما آدم نا باب داريم. ما هم مثل اقاي شورجه اين فساد را نديديم. دوستان يك ايه يا حديث بياورند كه لازم هست ما فساد يك مجموعه را افشا كنيم و اين صحبت ها جز بحران سازي نتيجه اي ندارد. برخي فكر مي كنند اين مقدمه اي است براي اصلاح كه قطعا اينطور نيست. در اين مورد بايد به سيره رهبري و امام(ره) توجه داشته باشيم.

-من هنوز نمي دانم تركيب اكران نوروزي غلط بود يا درست بود. اينكه جور ديگري مي شد اين اتفاق نمي افتاد يا خير نياز به كارهاي كارشناسي دارد. اگر به اين نتيجه رسيديد كه تركيب اين اكران اشتباه بوده شوراي صنفي دقت كند كه ديگر اين اتفاق نيفتد هر چند تحليل من اين هست اينها همه بهانه است و هر تركيب ديگري بود چه بسا نتايج همين نتايج بود.

-از همه دوستاني كه در اين يكماه مخصوصا اسيب روحي و رواني ديدند از طرف دولت و سيستم حاكميتي عذر مي خواهم و از همه سينماگران مي خواهيم به ما اعتماد كنند و با ما همياري و همكاري كنند.


برچسب‌ها: شمقدري, گشت ارشاد, سياسي, انصارحزب الله
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1391ساعت 11:18  توسط هورناز طباطبایی  |  آرشیو نظرات

چند روز پیش داشتم با خودم فکر می‌کردم آستانه‌ی تحملِ برخی اشکالاتِ جمهوری اسلامی تا کجاست؟ یعنی منِ معتقد به این نظام یکسری ایراداتِ واضح آنرا تا کجا و تا کی قرار است تحمل کنم؟ تا کی قرار است در برابر این مشکلاتی که کوچک‌ترین روزنه‌‌ی اهتمامی برای حل آنها دیده نمی‌شود، دست زیرچانه فقط نگاه کنم؟

به طور مثال تا کی قرار است منِ معتقد به این نظام افتضاحاتِ وضعیت فیلترینگ را ببینم و نهایتاً در انتقاد به آن یک مطلبکی بنویسم؟
آیا امسال هم در اواخر بهار و اوائل تابستان باید نظاره‌گر حماقتی به اسم طرح گشت ارشاد (+) باشیم و فقط در برابر آن سری تکان بدهیم و نهایتاً بیاییم خانه پشت لپ‌تاب و باز هم یک مطلب تکراری در نقد آن بنویسیم؟ که چه بشود؟ تا حالا که نوشتیم و نوشتند چه اتفاقی افتاده؟

تا چه زمانی قرار است بنشینیم و ببینیم یه عده‌ "خود خدا پندار"؛ قانونِ حکومت اسلامی را به لجن بکشند و خودسرانه بروند آنقدر فشار بیاورند تا علی‌رغم قانون یک فیلم از روی پرده‌های سینما پایین کشیده شود؟ مگر وقتی که رفتند درب خانه‌ی آن بنده‌ی خدا را خطی خطی کردند کسی به آنها گفت خرتان به چند من است عزیزانم؟!

تا چه زمانی قرار است سایت‌های خبری هر جور دلشان می‌خواهد علیه‌ مخالفان جمهوری اسلامی علی‌الخصوص زنانِ مخالف مطلب بنویسند؟ (+)
به طور کلی تا کی قرار است هرکس صرفاً برای دفاع از جمهوری اسلامی آزاد باشد از هر روشی استفاده کند و کسی هم کاری به کارش نداشته باشد که خوب این دارد از جمهوری اسلامی دفاع می‌کند؟

واقعیت این است که من یک انسانم. یک مسلمانِ شیعه‌ی معتقد به نظام جمهوری اسلامی که علت‌های فراوانی برای افتخار به این اعتقاداتم دارم. همیشه هم سرم را بالا می‌گیرم که به این گزاره‌ها معتقدم و به هزارویک دلیل می‌توانم برحق بودن اعتقاداتم را که بر آنها می‌بالم را اثبات کنم اما ایراداتی که برخی از آنها را در بالا ذکر کردم باعث می‌شود بارها و بارها جلوی مخالفان اعتقاداتم تحقیر شوم!! بله به تمام معنای کلمه تحقیر می‌شوم که این است نظامی که از آن دفاع می‌کنی؟

نظامی که تهِ تهِ تلاشش برای احیاء فرهنگِ حجاب می‌شود یک عدد "ون" و چند نیروی نظامیِ مسلحِ بداخلاق؟

نظامی که در ۱۲ سال آموزش مستقیم؛ کوچک‌ترین داده‌ایی برای جذب به حجاب اسلامی به دختران نمی‌دهد و همین دختری را که اگر هم بخواهد محجبه باشد باید تمام شهر را زیر و رو کند تا شاید لباس مناسبی بیابد را با برخورد سلبیِ وحشتناک تا آخر عمر از حجاب زده می‌کند؟

نظامی که به راحتی و بدون کوچک‌ترین دغدغه‌ی پاسخ‌گویی می‌زند تمام تلاش سال‌های سالِ یک وبلاگ‌نویس را به باد فنا می‌دهد؟ مگر نه این همان نظام است که استاد مطهری به جوانانش هشدار جدی داد نکند خیال کنید راه دفاع از جمهوری اسلامی این است که هرکس مخالفتی کرد بگویید بگیر ببند؟ (+)

نظامی که هر کس در آن ریش داشت و ادعای دغدغه‌ی دینی‌ش شد می‌تواند هرغلطی که دلش خواست بکند؟ نظامی که مرجع قانونی‌ش اجازه‌ی اکران صادر می‌کند و یک‌هو یک عده "خود خدا پندار" تشخیص می‌دهند فیلم پورنوگرافی است و باید پایین بیاید؟ صدا و سیمایش هم در برنامه‌ی تخصصی‌ش تریبونِ زنده می‌دهد به نماینده‌ی یک عده خود خدا پندار که کوچک‌ترین وجاهت قانونی ندارند؟(+)

و… و… و…

و من؛ ذهنم آشفته می‌شود که آیا در همین نظام مثلاً ده تا جوانِ دانشجوی غیروابسته به جایی برایشان امکان دارد در مخالفت با مثلاً فیلم قلاده‌های طلا جایی تجمع برقرار کنند؟ و اگر نه و غیرقانونی است چرا برای دیگران غیرقانونی نیست؟ چرا قانون برای برخی‌ها لازم الاجراست و برای برخی دیگر خیر؟

بله، رفقا بیایید قبول کنیم خیلی جاها داریم بی‌خودی سکوت می‌کنیم. داریم بی‌خودی دلمان را به چهار‌تا مطلب در نقد این نوع رفتار‌ها خوش می‌کنیم. باید قبول کنیم با نوشتنِ تنها هیچ اتفاقی نمی‌افتد تازه اگر دوستان چوب در آستین خودمان نکنند بابت این انتقاد‌ها!

به نظرم دیگر وقت آن رسیده که کاری کنیم. و دست از این سکوتی که باعث شده نه تنها اشتباهات در حق دیگران مرتفع نشود بلکه اشتباهات دامن خودمان را هم بگیرد برداریم. تعارف که نداریم؛ این مملکت ارث بابای هیچ بچه ریشو و هیچ مسئولِ عصا قورت داده‌ایی نیست که هر موقع اراده کند بتواند هر کاری را در آن انجام دهد و نهایتاً هم تنها ما منفعلانه اکتفا کنیم به یکسری اعتراضات و بعد از آن هم ساکت باشیم تا افتضاح بعدی!!

 باید کاری کرد. شما پیشنهاد و راهکار عملی به ذهنتان می‌رسد؟